مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

238

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> [ اخبار اين‌قسمت در ناسخ‌التواريخ حضرت‌زينب‌كبرى عليها السلام ، 2 / 501 - 502 ، 504 ذكر شده است ] . وزنان عشاير أطراف ، به خصوص بنى أسد وبنى قضاعة كه عشيرهء عليا مخدره رباب زوجهء حضرت حسين بودند ، اجتماع كردند ومردم نينوا وغاضريه كه در آن حوالي بودند ، مجتمع شدند وبه عزادارى قيام كردند . « وصال شيرازي » گويد : بعد از تو اى برادر با جان برابرم * شد تازه ماتم پدر وداغ مادرم بودم يقين ز آل زنا اين همه عناد * وز خون گمان نبود كه طاقت بياورم طعن سنان وطعنه اغيار جور شمر * وز كوفيان كدام جفا بر تو بشمرم گر از برهنگى به برت شكوه‌اى كنند * زين جرم درگذر كه نمىشد ميسرم كس آب ونان نداد عيال تو را به شام * الا ز لخته‌هاى دل وديدهء ترم آغوش ودوش من بدشان فرش متكا * من خود خرابهء منزلم وخاك بسترم تا كوفه از مدينه رخت در مقابلم * از كوفه تا به شام سرت در برابرم چون سايهء تو بر سر من بود ، غم نبود * گر بود آفتاب به سر سايه گسترم بالجملة ، عليا مخدره گريبان چاك زد وچندان بگريست كه بيهوش به روى زمين افتاد ؛ چنان‌كه أو را مرده پنداشتند . در آن وقت ، زين العابدين به بالين أو حاضر شد . أو را به هوش آورد وفرمود : « يا عمّتاه ! أنت عارفة كاملة والصراخ والجزع لا ينبغي لك اصبري واستقرّي ، فقالت : يا عليّ ويا قرّة عيني ! دَعْني أقيم عند أخي حتّى يوم وعدي لأنِّي كيف ألقى أهل المدينة وأرى الدّور الخالية » . آن‌گاه دوباره ناله برآورد : « وا أخاه ! وا حسيناه ! » زبان‌حال عليا مخدره زينب عليها السلام آه از آن ساعت كه باصد شوروشين * زينب آمد بر سر قبر حسين بر سر قبر برادر چون رسيد * ناله وآه فغان از دل كشيد با زبان‌حال آن دور از وطن * گفت با قبر برادر اين سخن السلام اى كشتهء راه خدا * السلام اى نور چشم مصطفى السلام اى شاه بىغسل وكفن * السلام اى كشتهء دور از وطن السلام اى تشنهء آب فرات * السلام اى كشتى بحر نجات بهر تو امروز مهمان آمده * خواهرت از شام ويران آمده سر برآر از خاك وبنگر حال ما * خيز از جا بهر استقبال ما شرح‌حال خود شكايت مىكنم * وز جدايىها شكايت مىكنم تا تو بودى ، شأن وشوكت داشتم * خيمه وخرگاه وعزت داشتم چون تو رفتى بىكس وياور شدم * دستگيرِ فرقهء كافر شدم -